سيد علي اكبر قرشي
582
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
شصت سال گذشتهام . « و افسدتم علّى رأيى بالعصيان و الخذلان حتى لقد قالت قريش انَّ ابن ابى طالب رجل شجاع و لكن لا علم له بالحرب . . . » خ 27 70 و 71 . شجعان جمع شجاع است « ممّن ارضاه من شجعانكم » خ 119 شجن : ( بر وزن عقل ) محزون كردن و بر وزن شرف به معنى حزن و اندوه است و آن فقط دوبار در « نهج » يافته است درباره مردگان فرموده : اگر آنها را در عقل خويش مجسم كنى اندوه قلوب و خاشاك چشمها خواهى ديد : « فلو مثلّتهم بعقلك . . . لرأيت اشجان قلوب و اقذاء عيون » خ 221 340 و در حكمت 367 نيز لفظ « اشجان » آمده كه در « سويداء » گذشت . شجو : محزون كردن و محزون شدن « شجاه الامر شجوا : احزنه » « شجا » چيزى است كه در گلو بماند مانند استخوان و نحو آن . و نيز به معنى حزن و اندوه آيد . هفت مورد از اين ماده در « نهج » آمده است . در وصف منافقان فرموده : « لهم لكلّ طريق صريع و الى كلّ قلب شفيع و لكلّ شجو دموع » خ 194 307 ، براى آنها در هر راهى افتادهاى است و بر هر قلبى واسطهاى و بر هر غمى اشكهائى يعنى هر جامى بينى انسانى را فريفته و به هلاكت انداختهاند و براى شكار دلها واسطه پيدا مى كنند ، و در هر غمى اشكها دروغين مى ريزند ( و از ناكسان طرفدارى مى كنند اين مطلب بعد از انقلاب اسلامى در طرفدارى از اشخاص معدوم و غيره آشكار شد ) . دربارهء صبر خويش بعد از غصب خلافت فرموده : « فرأيت الصبر على هاتا احجى فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجا » خ 3 48 ديدم صبر كردن بر اين دو گرفتارى معقولتر است پس صبر كردم در حالى كه گوئى در چشمم خاشاك هست و در گلويم استخوان گير كرده است . و در بارهء ظالم گفته است : « و لئن امهل الله الظالم فلن يفوت اخذه و هو له بالمرصاد على مجاز طريقه و بموضع الشجا من مساغ ريقه » خ 97 141 رجوع شود به « سوغ » . شجىّ به معنى مشجوّ و حزن آور است دربارهء شخص مختصر فرموده : « و خرسوا عن جواب السائلين و تنازعوا دونه شجىَّ خبر يكتمونه » خ 221 341 خانواده او از جواب سئوال كنندگان از حال او ، دم فرو بستند ، و در آن خبر حزن آور در نزد او اختلاف كردند و از او پنهان مى داشتند .